دو روایت از درآمد نفتی ایران؛ فروش میلیاردی یا قطع صادرات؟

خلاصه خبر
در حالی که رئیسجمهور میگوید درآمد نفتی کشور وصول شده و نسبت به سال قبل حدود یکونیم برابر افزایش یافته است؛ وزارت نفت نیز از فروش بیش از ۱۱ میلیارد دلار نفت در چهار ماه نخست سال خبر میدهد، رئیسکل بانک مرکزی از قطع فعلی صادرات نفت و صفر شدن درآمد نفتی و مسدود بودن ذخایر ارزی سخن گفته است. فاصله میان این روایتها، ابهامی مهم درباره منابع ارزی در دسترس کشور ایجاد کرده است.
به گزارش دکل پرس، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور دو روز پیش اعلام کرد که درآمد نفتی کشور وصول شده و نسبت به سال گذشته افزایشی در حدود یکونیم برابر داشته است. این اظهارات با آمارهایی که وزارت نفت منتشر کرده نیز همراستا به نظر میرسد. وزارت نفت نیز در اطلاعیهای اعلام کرده است مجموع فروش نفت و درآمدهای ارزی حاصل از آن در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵، از ۱۱ میلیارد دلار فراتر رفته است.
طبق این اطلاعیه، مجموع فروش نفت و درآمدهای ارزی حاصل از آن در سه ماه پایانی سال ۱۴۰۴ حدود ۸ میلیارد دلار بوده، اما در چهار ماه نخست امسال این رقم از ۱۱ میلیارد دلار عبور کرده است؛ آن هم در شرایطی که وزارت نفت از تداوم تحریمها، فشار بر ناوگان حملونقل، محدودیتهای بازار چین و وقوع جنگ بهعنوان موانع فروش نفت یاد کرده است.
به گفته پزشکیان ۷.۵ میلیارد دلار ارز نفتی مربوط به فروش چهار ماه نخست سال در اختیار بانک مرکزی قرار گرفته است؛ رقمی که یکونیم برابر درآمد نفتی مدت مشابه سال قبل عنوان شده و بر مبنای برآورد روند هزینههای ارزی دولت، میتواند مخارج ارزی دولت را از تیر تا دیماه پشتیبانی کند.
اما در سوی دیگر، عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، درباره شرایط ناشی از محاصره دریایی ایران گفته است: «در حال حاضر صادرات نفت ایران قطع شده و نفت صادر نمیکنیم و این دیگر یک واقعیت است.»
او همچنین با مقایسه وضعیت ایران با کشورهایی مانند قطر و عراق، مسئله اصلی را دسترسی به ذخایر مالی دانسته و گفته است: «آنها به ذخایرشان دسترسی دارند، ولی ما ذخایرمان را هم آمریکاییها مسدود کردهاند و اجازه برداشت از آن را نمیدهند.»
همتی پیشتر نیز اعلام کرده بود که تاکنون هیچ بخشی از پولهای بلوکهشده ایران در چارچوب تفاهمنامه تهران و واشنگتن آزاد نشده است و این تفاهمنامه «به هر دلیلی به محاق رفته است».
کنار هم قرار گرفتن این اظهارات، یک تناقض آشکار در افکار عمومی ایجاد میکند، اگر درآمد نفتی وصول شده، نسبت به سال قبل افزایش یافته و میلیاردها دلار ارز نفتی در اختیار بانک مرکزی قرار گرفته است، چرا رئیسکل بانک مرکزی از قطع صادرات نفت و مسدود بودن ذخایر ارزی سخن میگوید؟
یک توضیح احتمالی، تفاوت در بازه زمانی اظهارات است. آمار وزارت نفت و سخنان رئیسجمهور به عملکرد چهار ماه نخست سال مربوط میشود؛ یعنی دورهای که نفت فروخته شده و بخشی از منابع آن وصول شده است. اما سخنان همتی درباره «قطع صادرات نفت»، ناظر به شرایط فعلی و پیامدهای محاصره دریایی عنوان شده است.
بر این اساس، ممکن است فروش نفت در ماههای ابتدایی سال ادامه داشته و درآمد آن نیز نسبت به مدت مشابه سال گذشته رشد کرده باشد، اما صادرات نفت در مقطع فعلی با توقف یا اختلال جدی مواجه شده باشد. در این صورت، دو روایت الزاماً درباره یک دوره زمانی واحد نیستند.
فاصله میان فروش نفت و ارز قابل استفاده
با این حال، اختلاف فقط به زمان مربوط نمیشود. میان فروش نفت، وصول پول و امکان استفاده از ارز حاصل از فروش نیز فاصله وجود دارد. نفت ممکن است صادر و فروخته شود و حتی درآمد آن در حسابهایی ثبت یا وصول شده باشد، اما بهدلیل تحریمها، محدودیتهای بانکی، حسابهای واسطهای، دشواری انتقال منابع یا مسدود بودن ذخایر، امکان برداشت و مصرف فوری آن برای بانک مرکزی وجود نداشته باشد.
به همین دلیل، رقم ۱۱ میلیارد دلار فروش نفت یا ۷.۵ میلیارد دلار ارز در اختیار بانک مرکزی، بهتنهایی پاسخ روشنی به این سؤال نمیدهد که چه میزان ارز برای تأمین واردات، پرداخت تعهدات خارجی و مدیریت بازار قابل استفاده است.
روایت پزشکیان از وصول درآمدهای نفتی
تأکید پزشکیان بر وصول درآمد نفتی و افزایش حدود یکونیم برابری آن نسبت به سال گذشته، از وجود جریان درآمدی نفتی در ماههای گذشته حکایت دارد. وزارت نفت نیز با ارائه آمار فروش، تلاش کرده روایت توقف کامل فروش نفت یا ناکامی در بازگشت منابع ارزی را رد کند.
اما همتی بر بخش دیگری از واقعیت تمرکز دارد، دسترسی به منابع. اگر ذخایر ارزی مسدود باشند یا انتقال پول نفت با محدودیت مواجه شود، ثبت فروش یا وصول حسابداری درآمد، لزوماً به معنای امکان مصرف سریع آن در بازار ارز نیست.
این ابهام وقتی جدی تر می شود که چند هفته پیش ، ایران در حال صادرات نفت در مقیاس بالا بوده است . در تیرماه سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفت از فروش و صادرات حدود 80 میلیون بشکه نفت خبر داده بود .گزارش های ردیابی نفتکش ها هم این موضوع را تایید می کرد.
در واقع، مسئلهای که باید شفاف شود این است که از منابع نفتی اعلامشده، چه میزان در حسابهای قابل دسترس قرار دارد، چه مقدار امکان انتقال دارد و چه سهمی از آن میتواند بهسرعت برای تأمین ارز واردات یا مدیریت بازار استفاده شود.
آثار تناقض گویی ها بر بازار ارز کشور
اهمیت سخنان رئیسکل بانک مرکزی فقط در بیان وضعیت صادرات نفت نیست؛ این سخنان مستقیماً بر انتظارات بازار ارز اثر میگذارد.
وقتی عالیترین مقام پولی کشور از قطع صادرات نفت و مسدود بودن ذخایر ارزی سخن میگوید، فعالان بازار ممکن است چنین برداشت کنند که ورود ارز جدید در ماههای آینده کاهش مییابد و بانک مرکزی نیز به همه منابع پیشین خود دسترسی ندارد. این برداشت میتواند توان مداخله بانک مرکزی در بازار و ظرفیت تأمین ارز مورد نیاز واردکنندگان را در ذهن فعالان اقتصادی محدودتر نشان دهد.
در چنین فضایی، واردکنندگان ممکن است برای تأمین زودتر ارز مورد نیاز خود اقدام کنند، عرضهکنندگان ارز با احتیاط بیشتری وارد بازار شوند و بخشی از تقاضا نیز بهصورت احتیاطی به سمت دلار و طلا حرکت کند. حتی اگر کمبود ارز هنوز بهصورت عملی در بازار نمایان نشده باشد، شکلگیری چنین انتظاری میتواند نوسان و فشار افزایشی بر نرخ ارز ایجاد کند.
در مقابل، اعلام وصول درآمد نفتی بیشتر از سال گذشته و قرار گرفتن ۷.۵ میلیارد دلار ارز نفتی در اختیار بانک مرکزی، تنها زمانی میتواند پیام آرامشبخش به بازار منتقل کند که جزئیات دسترسی به این منابع نیز روشن باشد.
در نهایت، آنچه بازار را آرام میکند، صرفاً اعلام رقم فروش نفت نیست؛ بازار میخواهد بداند چه میزان از این درآمدها واقعا قابل انتقال و قابل استفاده است. تا زمانی که میان روایت افزایش درآمد نفتی و روایت قطع صادرات و انسداد ذخایر، توضیحی روشن و قابل سنجش ارائه نشود، ابهام موجود میتواند خود به یکی از عوامل اثرگذار بر بازار ارز تبدیل شود. و در شرایطی که بازار ارز به شدت به اخبار و اظهارات مقام ها حساس است ، ابهام درباره منابع ارزی نیز می تواند به اندازه کمبود واقعی ارز ، به بازار آسیب بزند.
































کامنت ها